این روزای دینا
دختر گلم این روزا هم شیطون شدی هم شیرین زبون.
از صبح که بیدار میشی یه ریز حرف میزنی وقتی میخوابی خونه سوت و کور میشه.
دیروز از خواب بیدار شدی میگی آنا شلوغ میکنه فکر کنم خواب دیده بودی.
امروز پات یه کوچولو زخم شده میگی : پایم اوف شده بریم دکتر خوب شه.
چنذ روز پیش بابایی خوابیده بود رفتی بهش گفتی : عسل دینا پاشو.
خلاصه که بعضی وقتا یه حرفایی میزنی که هممون هنگ میکنیم.
شیطونیاتم که دیگه گفتن نداره نباید هیچ چیزی سر جاش باشه.
تا اتاقتو مرتب میکنم میری و همه رو میریزی به هم.اصلا هم با اسباب بازیات بازی نمیکنی.کفشای منو میپوشی روسری سر میکنی و میگی مهمون اومده.
کلی از این کارات فیلم گرفتم تا وقتی بزرگ شذی ببینی چه شیطونی بودی.
ولی متاسفانه عکس زیاد ندارم شرمنده.فقط چندتا عکس از
امیر علی که چندروز پیش افطار مهمونمون بودن میذارم.



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


این روزای دینا
